گزارش تصویری از کلاس اول ابتدایی





آرمينای ما آرامش ما





هرچند دبستانی که آرمینا رو ثبت نام کردیم هنوز حال و هوای تعطیلات تابستانی رو داشت و مراسم خاصی در این روز باشکوه برگزار نکردند ! ولی آرمینا خوشحال بود و در کنار دوستاش مشغول گپ و گفت و خوش و بش بود و بعد از اینکه نیم ساعتی رو با معلمشون توی کلاس گذروندند ، راضی و خوشحال برگشتیم خونه .
از نکات جالبی که این روز داشت این بود که معلم از آرمینا خانوم میخواد که یه شعر بخونه ، و او هم بدون مطلعی شعر عربی ! کارتون " دورا و موزو " رو توی کلاس میخونه که اینم از تبعات دیدن کارتون های mbc 3 و نیکلودئون هستش.
نکته ی دیگه که باید در تاریخ این وبلاگ ثبت بشه
، عدم حضور مامان آرمینا بود که به دلیل مشغله ی کاری به دوره ای در تهران عزیمت نموده بود و نتونست آرمینا رو در این روز به یادموندنی همراهی کنه و البته مثل همیشه آقای پدر در کنار اون به همراه یکی از خاله هاش حضور تأثیرگذاری داشت ![]()
گزارش تصویری به همین زودی و در پست بعدی ![]()
اردیبهشت ماه یعنی زمان دلبری دختر بهار
دختر بهار تولدت مبارک
سال نو مبارک
ساحل زیبای دیلم






برگرفته از سایت دوسش
دنيای عزيز :
امروز دخترم رفتن به مدرسه را آغاز می کند و شرايط جديد ، تا مدتی به نظرش عجیب و غریب خواهد آمد . برای همين اميدوارم که تو با نرمش و با متانت با او رفتار کنی.
آخر می دانی ، دخترم تا به امروز پادشاه لانه خود و رییس حیاط خلوت بوده است . من هم همیشه دور و برش بودم تا بر زخمهایش مرهم گذارم و دردهایش را تسکین دهم .
اما اکنون – همه چیز در شرف دگرگونی است .
امروز صبح ، او از خانه خارج خواهد شد ، برایم دست تکان خواهد داد و ماجراهای بزرگ زندگیش را که شامل مبارزه ، غم و اندوه و تاسف خوردن باشد ، آغاز خواهد کرد .
دخترم ، برای اینکه بتواند در این دنیا زندگی کند ، باید ایمان قوی ، عشق ، جرئت و جسارت داشته باشد .
پس ای دنیا ، امیدوارم که تو دستهای کوچکش را بگیری و چیزهایی را که بایستی در زندگی بیاموزد و بداند به او یاد بدهی . او را آموزش بده – اما ، اگر می توانی ، با ملایمت و محبت . به او یاد بده که در این دنیا دربرابر هر آدم خبیث ، فردی قهرمان هست . که در برابر هر سیاستمدار فاسد ، رهبری فداکار و درست کردار و در مقابل هر دشمن ، دوستی مهربان وجود دارد . عجایب کتاب خلقت را به او بیاموز .
لحظاتی توام با آرامش به او ببخش تا درباره اسرار جاودانه پرندگان در آسمان ، زنبورها زیر نور آفتاب و گلها در تپه های سرسبز تعمق کند . به او یاد بده که شکست خوردن بسیار افتخار آمیزتر از به کار بردن خدعه ونیرنگ است .
ای دنیا ، به دخترم بیاموز که به افکارو عقایدش ایمان داشته باشد . هرچند دیگران آن را نادرست پندارند . به او یاد بده که نیروی اندیشه و قدرت بازویش را به بالاترین خریدار عرضه کند ، اما برای قلب و روح خود هرگز بهایی تعیین نکند .
به او بیاموز تا به عربده های اراذل گوش ندهد ... و هرگاه که تصور می کند حق با اوست ، از خود ايستادگي نشان دهد و براي رسيدن به هدفش بجنگد .
اي دنيا ، به ملايمت به او درس زندگي بياموز ، اما نازپرورده اش مكن ، چرا که فولاد تنها در مجاورت آتش ، آبديده و محكم مي شود .
اين خواسته بزرگی است دنیا ، مي دانم . اما ببين چه كار مي تواني بكني . دخترک من موجودی است کوچک و نازنين .
و برگی از دفتر زندگی اش ورق می خورد ... نمی تونم احساس خودم رو بیان کنم و به عهده ی مامانش می ذارم که قراره برای این روز یه مطلب بزنه
اینم اولین عکس دوران مدرسه

در پس آن لبخند

که به من، شور و نشاط زندگي مي بخشد
امروز روز توست...
تولدت مبارک


در آستانه ی جشن تولد پنج سالگی آرمینا ، بالاخره تونستیم با هزار کلک خانوم رو متقاعد به عکس گرفتن با این موهای بلند کنیم و تا تونستیم ازش عکس گرفتیم .
اینم عکساش و اینم آپدیت بلند و بالای وبلاگ در سال جدید ![]()














